غریبی علی
هنوز صدای پر حرارتش در فضای حسینیه و موسسه ارشاد و دانشگاه تهران به گوش میرسد. آنگاه که از «فاطمه» سخن میگفت و هیچ کلامی را رساتر از «فاطمه، فاطمه است» نمیدانست. اما جبرِ پهلویِ پسر و دستگاهِ امنیتی تحت فرمانش، در چهل و چهارمین سال زندگیش، او را چنان گرفتار هجران کرد که به جای آرمیدن در آغوش پر مهر وطن، سر بر زانوی غربت، راهی دیار باقی شد.













